آخرین پست ها
خانه » اسلایدر » گزارش کار دوره کارورزی دبستان (۱۱)

گزارش کار دوره کارورزی دبستان (۱۱)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه یازدهم: چهارشنبه ۹۶/۰۸/۰۲

امروز به دانش آموزان دیکته گفته شد. یاد گرفتم که در هنگام دیکته گفتن، چند بار دیکته را قسمت به قسمت با لحن آرام تکرار می کنیم و در صورتی که دانش آموزی در قسمتی جا ماند، به او می گوییم جا بگذارد و در آخر که یک بار از روی متن دیکته می خوانیم، آن را تکمیل نماید.

در زنگ ریاضی، از کتاب کمک آموزشی گل واژه، تمارین مربوط به ساعت ها حل شد و بنده در تصحیح آن کمک نمودم.

امروز قرار بود دانش آموزان را به اردو ببرند. با وجود تأکید بسیار معلم محترم در روز قبل، مبنی بر این که هر چه که در روزهای عادی مدرسه می آوردید، همان ها را بیاورید و هر چه که ممنوع بوده، برای اردو هم ممنوع است، و با وجود پاسخ دادن معلم محترم در روز قبل با سعه‌ی صدر فراوان به پرسش های مکرر دانش آموزان مبنی بر فلان وسیله را آوردن یا نیاوردن و کیف مدرسه را آوردن یا نیاوردن و کنسل شدن فلان زنگ یا کنسل نشدن آن و…، با این حال بعضی از دانش آموزان از تذکرات معلم محترم تخطّی نمودند و جالب این جا بود که اشتباه خود را به معلّم نسبت می دادند! با این که بنده خود شاهد بودم که بارها ایشان تأکید نمودند و با وجود تأکیدشان، به تک تک سؤالات دانش آموزان هم با سعه‌ی صدر پاسخ دادند ولی باز دانش آموزان اشتباه خود را به دروغ به گردن معلم می انداختند و این برای من بسیار تعجب آور بود!

پیشنهادی درین زمینه، به ذهن بنده رسید که مطرح کردن آن بی مناسبت نیست. به نظر رسید اگر در برگه ی رضایت نامه‌ای که به دانش آموزان داده می شود، تذکرات مربوط به اردو نیز ذکر شود، هم والدین در جریان قرار می گیرند و می توانند وسایلی را که دانش آموز قرار است با خود بیاورد یا نیاورد را کنترل کنند و هم در صورت تهمت زدن دانش آموزان به معلم که شما چنین مطلبی را نگفتید، مدرک کتبی در رضایت‌نامه‌ها موجود است و شک را از همه زائل می کند. هم چنین می توان علاوه بر نوشتن تذکرات مربوطه در رضایت نامه، آن ها را در گروه تلگرام نیز برای والدین ارسال کنیم تا دیگر نکته ی مبهمی یا جای توجیهی باقی نماند.

زنگ فارسی را در بوستان نرگس گذراندیم و دانش آموزان یاد گرفتند که در حفظ محیط زیست کوشا باشند.

من قبلاً خیال می کردم بچه ها در این سن، اصلاً دروغ نمی گویند ولی در اردوی مدرسه، یاد گرفتم که بعضی از بچه ها هم مانند بزرگترها برای رسیدن به منافعشان به دروغ می گویند که معلم ما چنین اجازه ای داده است در حالی که در واقع معلمشان چنین اجازه ای نداده بود! یاد گرفتم حتی نسبت به حرف های بچه ها، زودباور نباشم! 😐

در اردوی مدرسه، تا حدی مدیریت بچه ها را یاد گرفتم. این که همه جا نباید لبخند زد و گاهی برخورد محکم تری نیاز است وگرنه کنترل دانش آموزان به خصوص در زمانی که جمعیت بالا و فضا باز است، از دست معلم خارج می شود.

امروز به مناسبت شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها، مراسمی در نمازخانه برگزار شد که در آن شرکت نمودم و عکس العمل بچه ها نسبت به این برنامه را از نزدیک مشاهده نمودم. در میان بچه هایی که گریه می کردند، بعضی از بچه ها بودند که واقعاً گریه می کردند؛ بعضی دیگر بودند که چون می دیدند با گریه کردن، دیگر بچه ها به آن ها توجه می کنند، لذا گریه و اظهار ناراحتی می کردند و وقتی بچه های دیگر حواسشان پرت می شد، با نگاهی آن ها را دنبال می کردند و به دنبال توجه مجدّد بودند! بعضی دیگر از بچه ها که کاملاً نقش بازی می کردند و میان گریه هایشان می خندیدند! عکس العمل های مختلف بچه ها در این سن نسبت به اجرای این گونه برنامه ها، برای بنده قابل توجه بود.

بعد از مراسم و نماز، دانش آموزان مقداری از تکالیفشان را در کلاس انجام دادند.

این نوشته را چگونه ارزیابی می کنید؟
  • به درد نخور 
  • خسته کننده 
  • مفید 
  • جالب 
  • عالی 
به اشتراک گذاشتن مطلب بالا در شبکه های اجتماعی:

همچنین ببینید

کارورزی (www.Mollabagher.com)

گزارش کار دوره کارورزی دبستان (۲۳)

بسم الله الرحمن الرحیم از جلسه بیست و دوم (شنبه ۹۶/۰۸/۲۰)  تا جلسه بیست و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.