تازه ها
خانه » ارزش آفرینی » گزارش جلسه چهارم درس مهارت ها و قوانین کسب و کار – واحد فرهنگ و هنر قم

گزارش جلسه چهارم درس مهارت ها و قوانین کسب و کار – واحد فرهنگ و هنر قم

مشخصات گزارش
نام درس: مهارت ها و قوانین کسب و کار
شماره جلسه: 4
تاریخ جلسه: 96/07/27
درجه کیفی: + B
تهیه کننده: شیما ریاحی فر
توجه

گزارش صرفاً خلاصه ای از آنچه که در کلاس اتفاق افتاده می باشد و برای دانشجویانی آماده گردیده که به هر دلیل نتوانستند در آن جلسه حضور به عمل رسانند. لذا به هیچ عنوان نباید به عنوان جزوه آن جلسه تلقی گردد.

در ضمن این گزارشات توسط دانشجویان و با توجه به ادراکشان از مباحث مطرح شده تهیه می گردد، لذا ممکن است ایراداتی در آن نیز یافت شود، حال چه از طرف دانشجو و چه از طرف مدرس. بنابراین پیشنهاد می شود با رویکرد انتقادی به آن نگریسته شود.

توجه شود که مطالبی که استاد ارائه کرده با توجه به نظر وی، علم او و تجربه اش (و احیاناً شهودش) در آن زمان مشخص بوده است و لزوماً برای آینده صدق نمی کند.

طبق روال همیشه راس ساعت یک و ربع شروع شد.

استاد گفتن که از جلسه بعد یک و ربع کسی رو سر کلاس راه نمیدن 😀 (این تایم باشید لطفاً نه آن تایم! تفاوتش رو در زیر گفته)

تفاوت in time و on time

مهدیه چون نبود، ویس فرستاده بود (مهدیه جان خلاصه عزیزم نه کل گزارش؛ یه خدافظی آخرش میکردی!):

(استاد تایمر رو روشن کردن قرار بود هر ارائه تنها 2 دقیقه وقت داشته باشه )

و بعد آن زمان به ارائه بقیه بچه ها رسید که با موضوعات:

  • سرمایه گذاری پرخطر یا خطر پذیر – « کارآفرینان رو به غیراز اینکه سرمایه هاشون رو جبران کند به بازار های داخلی یا خارجی وصل میک ند (مانند رابطه عمل می کند).
  • استارت آپ – شرکت های نوپایی هستند بیشتر تلاش می کنند نیاز های جامعه رو به صورت نوآورانه با ایده های جدید حل کنند.
  • بررسی سایپا از منظر ساختاری (که آوا وقت کم آورد قرار شد ویس بفرسته حتما گوش بدید!) در این ارائه به بررسی ساختاری شرکت سایپا پرداخته شد. بررسی سهام، مبحث ساختاری و فعالیتی این شرکت بزرگ و بخش های مختلف آن. سایپا به طور کامل به صورت هولدینگ اداره نمیشه و آن هم به خاطر خط تولید متفاوتی هست که داره.
  • انواع سازمان های مختلف – تفاوت شرکت های مادر تخصصی و هولدینگ در این است که در شرکت مادر، شرکتی زیر شاخه های دیگری به وجود می آورد و اکثر سهام رو برای خودش نگه میداره و قیمت کوچکی از سهام رو برای فروش قرار می ده ولی در هولدینگ، صاحب سهام دیگر شرکت ها هستند و خودش اکثرا کار رو تولید نمی کنه.
  • خلاصه کتاب «چه کسی می گوید فیل ها نمی توانند برقصند». (که اصلاً خوب ارائه نشد و همش به مقدمات پرداخته شد به جای اصل!) – مشکلات شرکت های بزرگ، مقابله با ورشکستگی، تقسیم کردن خدمات بین دیگر شرکت های معتبر و … .
  • 5 تا از نتیکت ها (آداب اجتماعی اینترنتی) (فاطمه تنها نفری بود که وقت اضافه آورد) – حرف های شخصی درگروه گفته نشود؛ حرف های خصوصی به پی وی رجوع داده شود؛ مطالبی که از آن ها اطلاعی نداریم رو فوروارد نکنیم.
  • خلاصه کتاب «ما چگونه ما شدیم – صادق زیبا کلام» (تیتروار نبود علل عقب ماندگی ایران و وقت خیلی کم اومد) – این کتاب علت عقب افتادگی ایران از غرب رو بیان کرده که میشه از علت هاش به 1- پراکندگی اجتماعات ایران 2- زندگی عشایری و صحراگردی 3- تمرکز قدرت در دست حکومت و یک نفر 4- خاموش شدن علم 5-  تاثیر هجوم قبایل بر ایران اشاره کرد.
  • و در نهایت آوا از طریق اینترنت و نوت بوک استاد، ایجاد اکانت و ارائه یک کاره در سایت “انجام می دم” و قسمت های مختلف سایت رو برامون به نمایش گذاشت.

قیمت ها رو دیدیم. چه کارهای جالبی داشت، قیمت های مختلف (کلاً حدود نصف کلاس به بررسی قسمت های مختلف سایت گذشت). استاد از بچه ها خواست برای جلسه دیگه هر کسی حداقل یه کاره درست کنه.

میرسیم به بحث مهم « مهارت هایی که نیاز داریم برای کسب و کار » که شامل:

  1. مهارت های مدیریتی
  2. مهارت های فنی
  3. مهارت های ارتباطی
  4. مهارت های طراحی کسب و کار و آگاهی از قوانین کسب و کار

که مهارت های مدیریتی تقسیم می شه به:

  1. مهارت های رهبری
  2. مهارت برنامه ریزی
  3. مهارت های مدیریت افراد و منابع انسانی
  4. مهارت های سازماندهی
  5.  مدیریت مشارکتی
  6. مهارت مربی گری
  7. مهارت هوش هیجانی

.:. موضوعاتی برای تحقیق، تفکر و ارائه .:.

تمامی هفت مورد بالا به تفکیک

تعریف مدیریت: انجام کارها به وسیله دیگران

اگر شخصی خودش به تنهایی کاری انجام دهد احساس جنگجو تنها بهش دست میده، باید سعی کنه که کارها بین افراد تقسیم بشه. اما خیلی از افراد میگن که اگر من به شخص دیگری کاری رو واگذار کنم، ممکنه خوب انجام نده. مثلا در غذا پختن یا … و این کمال گرایی باعث میشه که در اجرا خیلی نتونیم پیشرفت کنیم.

در نتیجه کارهای غیر استراتژیکمون بهتره تا میشه به افراد دیگه واگذار بشه، هرچند کیفیت تا حدی بیاد پایین. البته مسئول نهایی کارمون، حتی پس از واگذاری، خودمون هستیم و در صورت پیش اومدن هر مشکلی باید خودمون پاسخگو باشیم لذا نظارتمون رو بر کار باید داشته باشیم.

چند نکته در مورد مهارت رهبری:

  • آدم ها بیشتر دوست دارند رهبر رو ازش اطاعت کنند تا مدیریت. فرق رهبری با مدیریت اینه که، آدم ها ازش اطاعت میکنند چون ارادت خاصی بهش دارن و یا ازش حساب قلبی می برند، در حالیکه مدیر آدم ها ازش اطاعت می کنند چون بالا دستیشونه و بلافاصله اگر اقتدارشو از دست بده دیگه ازش اطاعت نمی کنند. بنابراین هر رهبری حتما مدیر هست ولی هر مدیری لزوماً رهبر نیست.
  • مدیر بودن خیلی سخت نیست، چون قدرت داری. مثلاً اداره کردن کلاس توسط استاد، آن هم با سیستم نمره دهی اصلا کار سختی نیست (البته انگیزه ایجاد میشه واسه دانشجوها، خصوصا بچه های ما!)، اما اداره کردن کلاس وقتی سخت می شه که انگیزه برای نمره نباشه اون وقت باید کلاس رو رهبری (عزیزم، چه پسر گلی) کنی و سعی کنی ازت حساب ببرن.
  • بعضی ها میگن رهبری ذاتی است ولی کتابا میگن ذاتی نیست و قابل پرورشه، مثلاً در خانواده یا محله شخص ریش سفید. البته منظور از ریش یفید بودن لزوماً پیر بودن نیست.
  • ممکن است در سازمانی شخصی مدیر باشد، ولی همه به حرف معاون گوش بدهند (پس معاون میشه رهبر)
  • برای حرکت کردن جامعه یا سازمانی بیشتر نیازمند یک رهبر قوی هستیم تا یک مدیر!

تفاوت های مدیر مستبد و سیاست مدار:

  • مدیر مستبد (مثل هیتلر- حالت رهبر هم داشت) که با استبدادش وحشت می انداخت و می توانست مدیریت کند. اما سیاستمدار میگه: «مدیر مستبد خیلی زورگوئه –دیکتاتوره » ( این به اون در )،
  • مدیر مستبد از رئیس بودنش استفاده میکنه اما مدیر سیاستمدار عاقلانه کارشو انجام می دهد. که در ایران بیشتر روش سیاستمدارانه جواب میده.

البته استاد به شدت به مدیریت رضا خان علاقه خاصی دارند :/ «حق دارند البته» رضا خان یه بار میبینه یه نانوا نونشو خوب نمی پزه و می ندازتش توی همون کوره اش! و دیگه کسی جرات نمیکنه نون نپخته بده دست ملت.

یکی از معاون های آموزشی به استاد گفته بود که هر کسی رو می خوای بندازی باهاش درگیر نشو. بگو و بخند. آخر ترم کله پاش کن که تو کَت استاد هم نمیره این حرفا!

در ایران شفافیت نیست و خیلی جواب هم نمیدهاگرچه هنوز استاد معتقده به این کار!

چجوری می شه یه آدم که خیلی مذهبیه یهو کلا بی خیال همه چی میشه؟!

یواش یواش (مدیریت سیاستمدارانه)

آدم چه طور گاو میشه؟

ظاهراً اگر بخوایم در ایران موفق باشیمو پیشرفت کنیم، نباید شفاف باشیم، همه چیو نگیم، به آدما اعتماد نکنیم.

  • مدیر سیاست مدار بیشتر وقتش رو توضیح میده کارش رو، ولی مدیر مستبد فقط میگه انجام میدم چون اینجوریه (دستش درد نکنه)
  • مستبد تنها تصمیم میگیره، سیاستم دار دوست داره همه مشارکت کنند. البته بعضی هاشون خیلی احساس زرنگ می کنن، همه رو مشارکت میدن آخر خودشون تصمیم می گیرند و کار خودشون رو می کنند!

دلارام: مستبد بودن کاری نداره، اگر سیاستمدار بودی هنر کردی.

استاد: مستبد بودن می تونه ذاتی باشه مثل هیتلر، یه مرد قد کوتاه چه طور میتونه انقدر مستبد باشه، مستبد بودن یه ابهتی داره. گاهی اوقات خودت نمیخوای مستبد باشی ولی اجبار محیطی روی تو اثر میزاره.

آنیتا: البته بستگی به طرف مقابلتم داره واسه نوع برخورد. ( اینم حرفیه)

تیپ های مدیریتی:

1- کنترل تشویق زیاد   2- کنترل تشویق کم (هرکدام باید متعادل و متناسب باشد. )

ما چند مدل رفتار در مدیریت تصمیم گیری ها می تونیم داشته باشیم:

مثلا برای ساعت تشکیل کلاس نظر سنجی می کنیم:

  1. هرکس هر ساعتی میخواد بیاد (آزادی کامل )؛
  2. می تونید ساعت 1، 1:15، 1:30، انتخاب کنید. (یکم محدود میشه)
  3. اینجا استاد خود ساعت انتخاب می کنه و با مشورت می تونه عوض بشه
  4. استاد خودش ساعت رو انتخاب می کنه و بچه ها رو متقاعد می کنه
  5. حالت آخر تصمیم گیری با خود استاد هست و می گه راس ساعت …. همه بیان!

.:. موضوعاتی برای تحقیق، تفکر و ارائه .:.

چرا برنامه ریزی خوبی انجام می دهیم و اول جوگیریم و با سرعت پیش می ریم و بعدش کُند می شیم. (راهکار های جلوگیری)

در برنامه ریزی اول باید مسئله مشخص بشه بعد برنامه ریزی بشه، و اول ا همه این ها مشخص شدن هدفه.

هدف گذاری:

میگن بیشتر 97% مردم هدف ندارند (تازه آمار آمریکایی هست ایران باشه میشه 99.9% مردم هدف ندارند!)

یکی از دلایلش هم این که مردم فرق بین آرزو و هدف رو نمی دونند، مثلاً: پولدار شدن، لاغر شدن، و… اینا آرزو هست نه هدف!!

هدف مستلزم شرایط هست.

.:. موضوعاتی برای تحقیق، تفکر و ارائه .:.

 فرق بین آرزو و هدف و مقصد

فاطمه میگه: چرا برنامه ریزی برای کنکور و دانشگاه هدف نمیشه ؟!

استاد میگن: الان داره هدف میشه، تاریخ و رشته هم به اضافه بشه میشه هدف.

شرایط هدف (به روش SMART) :

1- قابل دسترسی باشد .                         2- واقعی باشد.

3- مشخص باشد.                                 4- بشه اندازه گیری کرد.

5- زمان داشته باشه

فاطمه میگه: استاد لاغر شدن هدف نیست!!

استاد میگن: اگر در یک شرایط زمانی مثلاً تا آخر آذر 96 (تاریخ مشخص باشد) فقط یک قسمت بَدن اونم چند کیلو، اون وقت میشه هدف!

البته بر این نوع هدف گذاری نقدهای جدی ای هست که یک موردش در قسمت “افراد نتیجه گرا و افراد وظیفه گرا” خلاصه جلسه چهارم درس کارآفرینی گفته شده.

گزارشات جلسات دیگر همین درس

دانلود اسلایدهای این درس

مشاهده نمرات دانشجویان ترم های گذشته در این درس

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.