خانه » اسلایدر » نگاهی به قوانین فردی و اجتماعی حاکم بر جوامع کتاب خوار

نگاهی به قوانین فردی و اجتماعی حاکم بر جوامع کتاب خوار

نگاهی به قوانین فردی و اجتماعی حاکم بر جوامع کتاب خوار

نویسنده: دکتر شادی برره

متخصص کتاب گذاری در کتابخانه کوین کاستنر کالیفرنیا (K.K.K.K)

واژگان کلیدی:

احمق، بد، به‌دردنخور، خاسرو، روسپی، راهبه، کالا، کتاب، کتاب باز، کتاب فروش، کتاب خوار، کرم، هوو.

.:. مقدمه .:.

کتاب چیز خوبی است (Ahmadinejad:1384) که باید با آن مهرورزی داشت (Ibid). انسان های نیک جامعه مدنی برای آنکه به گفتگوی تمدن ها دست یابند (Khatami: 1384)، همه کتاب می خوانند و یا حتی آن را می خورند که در این صورت به کتاب خوار(Ketab-khaar) و کرم کتاب (Bookworm) شهرت می یابند.۱ اما بیشتر انسان های بد کتاب نمی خوانند و یا اگر می خوانند، یا کتاب را «بد» می خوانند (Ibid) و یا اینکه کلا «کتاب بد» می خوانند. (Ibid) هرچند در مفهوم «کتاب بد» مناقشه وجود دارد، چنان چه میان دیدگاه های پرزیدنت در دورانی که با جناح محافظه کار همفکر بود و حال که با جناح اصلاح طلب همراهی می نماید، تفاوت بسیار است، و بنابراین از دو نوع دیدگاه تحت عنوان «روحانی متقدم» و «روحانی متأخر» سخن گفته می شود. (Nabaji: 1390)

تأملی در رفتار افراد و جوامع معتاد به کتاب نشان می دهد که قوانین کلی بر رفتار فردی و جمعی ایشان حاکم است. این قوانین که البته بیشتر در فردیت آن‌ها تحقق می یابد، به « قوانین کتاب خوارها» (Ketab-khaar laws) شهرت دارد و با علامت اختصاری K.K.L شناخته می شود. رضا نون، جامعه شناس مقیم فیسبوک و پلاس، نخستین کسی است که با انتشار پستی با عنوان «قوانین کتاب خوارها: تعطیلات نوروز» در فروردین ۱۳۹۱، تحقیقات خود در این زمینه را منتشر کرده است. (Facebook: 2013 ,Gplus: 2013)

او « کتاب خوار» را به عنوان یک رده بالاتر از «کتاب باز» (Ketab-baz) چنین تعریف می کند: کسی است که کتاب را می خواند، می فهمد، با آن حرف می زند، می خوابد، می زید و می میرد. کتاب خوار به تکثیر کتاب می اندیشد و هر آن چه فهمیده در عالم پخش می کند. (Nabaji:2013)

آن چه در ادامه می آید، شرح و نقدی است بر این نظریه.

.:. قانون اول: کیفیت تکوین

سقراط (Socrates)، فیلسوف یونانی که از مادری ماما و پدری پیکرتراش متولد شد، آن چنان که افلاطون (plato) در رساله‌ی ته‌تتوس (Theaetetus) از مجموعه محاورات (Dialogues) قول او نوشته، شیوه آموزش خود را به پیشه پدر و مادرش شبیه می دانست، زیرا ماما و مجسمه ساز هر دو چیزی را جلوه گر و پیدا می سازند. به همین جهت دومین مرحله روش گفت وگوی سقراط پس از ریشخند، استخراج است. او در این حیطه شیوه مامایی را در پیش می گیرد تا مخاطب از درون نفس خود را بیابد زیرا او بر این باور بود که معرفت حقیقی از درون سرچشمه می گیرد و نمی توان آن را به درون آدمی وادار کرد.

به همین ترتیب، نوشتن را می توان به نوعی بارداری و زایش تشبیه کرد، بدین معنا که:

  • یک «کتاب» زمانی به وجود می آید که مجموعه ای از اندیشه در ذهن یک نویسنده به وجود آید، ذهن او را اشغال و باردار کند. نویسنده با «کتاب درون»ش زندگی و آن را با تمام وجود بزرگ می کند. نویسنده بعد از مدتی کتاب را می زاید. (۲۰۱۳ :Nabaji)

تبصره: هر چه زمان بارداری نویسنده طولانی تر شود، پس از زایمان، «کتاب پربار» تری  خواهیم داشت.(Ibid)

.:. قانون دوم: کیفیت افعال

وی در ادامه با اشاره به دسته بندی رایج درباره کتاب های خوب و بد که هر فرد و جامعه ای بر اساس ایدئولوژی خود ارائه می دهد، در نقد این دیدگاه می نویسد:

  • کتاب، «خوب» است. «کتاب بد» اصلاً کتاب نیست. (Ibid)

این نکته برگرفته از دیدگاه والتر بنیامین (Walter Benjamin) است که در نوشته ای با عنوان «عدد ۱۳» درباره شباهت کتاب و روسپی می نویسد: «کتاب ها و روسپی ها: راهبه پیر، روسپی جوان، چقدر کتاب هست که زمانی بدنام بود و اکنون راهنمای جوانان است.» (بنیامین: ص ۳۴)

نون ادامه می دهد:

  • کتاب «مطلقاً به درد نخور» وجود ندارد. مفهوم «به درد خوردن»، یک مفهوم نسبی است، چون «درد» یک مفهوم نسبی است.

عالم هستی مالامال از درد است و درد انسان های مختلف متفاوت است. بنابراین اگر کتابی برای شما «به درد نخور» (Unusable) است؛ حداقل یک نفر وجود دارد که آن کتاب به دردش بخورد.

تبصره: از دور انداختن کتاب به ظاهر «به درد نخور» خودداری کنید، چون امکان پیدا کردن کسی که بتوان کتاب را به او انداخت و کتاب بهتری گرفت، وجود دارد. (Nabaji: 2013)

.:. قانون سوم: کیفیت بیع

بنیامین درباره رابطه آدم ها با کتاب از طریق کتاب فروشی ها و کتابخانه ها نوشته است: «کتاب ها و روسپی ها در مؤسسه عمومی جای دارند – مشتری هر دو دانشجویانند». (بنیامین: ص ۳۵)

نون هم که دیدگاه چپ انتقادی از نظام سرمایه داری دارد، این موضع را درباره کتاب نیز تسرّی می دهد و می نویسد:

  • کتاب، «کالا» (Commodity) نیست، اما انسان مدرن به کتاب نیز با نگاه «کالاانگارانه»، «شیءشده» و «چیزواره» (Chosificated) می نگرد.
  • کتاب از آن کسی است که آن را می خواند و می فهمد، نه آن که کتاب را می خرد.

تبصره: دزدیدن کتاب از کسی که قدرش را نمی داند، به شرط مطالعه و فهم آن نه تنها جایز است، بلکه احتیاط   واجب دارد.

  • «احمق» (Idiot) کسی است که کتابش را به دیگری امانت بدهد.

تبصره: احمق تر از «احمق» کسی است که کتاب امانت گرفته را باز پس دهد.

  • «کتاب فروش» (Bibliopole) کسی است که کتاب زیادی دارد و قدرش را نمی داند.

تبصره: «کتاب فروش» ها مثل پدرانی هستند که دختر، زیاد دارند و می خواهند آنها را زودتر شوهر دهند. هم چنان که خوشگلی و خوبی یک دختر به معنای خوشگل بودن و خوبی پدر وی نیست، نمی توان انتظار داشت «کتاب فروش»ها هم مثل کتاب های شان باشعور باشند.

  • هر کتابی که در قفسه یک «کتاب فروش» باشد، مثل دلبری است که در قلعه‌ی دیو، اسیر باشد. کتاب ها را باید از کتاب فروش ها نجات داد.
  • هر کس کتابی را از دست کتاب فروشی نجات دهد، اندیشه ای را نجات داده است. (Nabaji)

.:. قانون چهارم: کیفیت نکاح

وی هم چنین دیدگاه آنتی فمینیستی (Anti-Feminist) خود را که مخالف ازدواج است، درباره‌ی رابطه‌ی انسان با کتاب نیز شرح و بسط داده است:

  • رفیق بی کلک، کتاب است. می توان با کتاب زندگی کرد، با آن گفتگو نمود و به آن عشق ورزید. با آن به بستر رفت و با آن بیدار شد. (Ibid)

بنیامین هم در  این باره می نویسد: «کتاب ها و روسپی ها را می توان به بستر برد.»(بنیامین: ص ۳۵)

البته استفان دالدری (Stephen Daldry) و کیت وینسلت (Kate Winslet) با کمال تأسف معتقدند کسانی که خود توان خواندن ندارند، می توانند با کتاب خوان به بستر روند. (The Reader: 2008)

  • برخلاف زن ها که تحمل هوو و خاسرو (Mother-in-law) را ندارند، کتاب ها داوطلبانه کتاب های دیگری را در پانوشت و منابع خود، جهت مطالعه بیشتر به شما معرفی می کنند تا با آن‌ها هم زندگی کنید.

تبصره: برخلاف انسان ها که ازدواج هم‌زمان با دو خواهر از آن‌ها جایز نیست، هر کتابی تعدادی خواهر تنی (از همان نویسنده یا مترجم) و ناتنی (از همان انتشارات) دارد که در پایان کتاب معرفی شده اند و داشتن همه‌ی آن‌ها در کنار هم جایز است. (Nabaji: 2013)

از این منظر شاید مقایسه کتاب با روسپی توسط بنیامین منطقی بنماید. چنانچه او نوشته: «کتاب ها و روسپی ها هر دو مردان ویژه‌ی خود را دارند. مردانی که از طریق آنها گذران روزگار می کنند و عذاب‌شان می دهند. در این زمینه، مردان ویژه‌ی کتاب‌ها، منتقدانند.» (بنیامین:ص ۳۵)

.:. قانون پنجم: کیفیت مصاحبه

  • برای آن که کتابی حرف هایش را به شما بگوید، کافی است دهان گشادتان را ببندید و آن را از ابتدا آرام بخوانید.
  • پس از آنکه با کتاب به تفاهم اولیه رسیدید، می توانید با او زندگی کنید؛ با حرف های آن بخندید، گریه کنید، تعجب کنید، خشمگین شوید، یا حتی فحش بدهید.(Nabaji: 2013)

البته بنیامین در این باره معتقد است: «نه کتاب ها برای دقیقه ها ارزش قائلند و نه روسپی ها. اما آشنایی نزدیک با آن‌ها نشان می دهد در واقع چقدر عجولند. همین که توجه‌مان به آن‌ها معطوف شود، شروع به شمردن دقیقه‌ها می‌کنند». (بنیامین: ص۳۴)

البته نون درباره مورد آخر- فحش (Curse)- ذکر تبصره ای را لازم می داند:

تبصره: دو نوع فحش به کتاب وجود دارد:

  • فحش ناشی از عدم درک کامل (ناسزای توهینی)
  • فحش ناشی از کمال لذت درک (ناسزای تحبیبی)

فحش نوع اول (توهینی) جایز نیست، اما فحش نوع دوم (تحبییی) پسندیده است. (Nabaji)

.:. نتیجه گیری .:.

آن چه گفته شد، تنها بخشی از نقدهای وارد بر تنها دیدگاه های مطرح در زمینه قوانین فردی و اجتماعی حاکم بر جوامع کتاب خوار است. امید آنکه دیدگاه انتقادی ما نیز در جوامع علمی ایران و جهان مورد بررسی و نقادی قرار گیرد و دیالوگ (Dialogue) و دیالکتیک (Dialectics) نظری و علمی بیشتری را در پی داشته باشد.

پی نوشت:

۱- اصطلاح « کرم کتاب» را نباید با لاروی حشراتی که در کتاب خانه ها زیست می کنند و به کتاب آسیب می رسانند، خلط کرد. البته «کرم کتاب» به معنای دوم نام یک نوع کرم به خصوص نیست، بلکه اصطلاح عامی است که به لارو (نوزاد حشره) ۱۶۰ نوع سوسک که در سراسر دنیا یافت می شود نیز اطلاق می گردد. این حشرات تخم های خود را درلبه کتاب ها می گذارند و بیشتر لبه پایینی که نزدیک قفسه است را ترجیح می دهند. پس از این که لاروها از تخم بیرون آمدند، شروع به خوردن کتاب می کنند و حفره هایی در لابلای صفحات و جلد کتاب به وجود می آورند. هم چنین نوعی ماده چسب دار از خود ترشح می کنند که اغلب صفحات کتاب را به یکدیگر می چسباند.

منابع:

دوره ۷ جلدی آثار افلاطون، افلاطون، ترجمه محمد حسن لطفی و رضا کاویانی، انتشارات خوارزمی، تهران ۱۳۵۷.

خیابان یک طرفه، والتر بنیامین، ترجمه حمید فرازنده، نشر مرکز، تهران ۱۳۸۰. ص ۳۴ و ۳۵.

 

منبع: ملاعبدالوهاب، میلاد(۱۳۹۵)، نظریه پشت مدرنیسم: مجموعه مقالات طنز در و بر علوم اجتماعی، تهران: کتاب قاف. صص ۷۳-۸۳.

این نوشته را چگونه ارزیابی می کنید؟
  • به درد نخور 
  • خسته کننده 
  • مفید 
  • جالب 
  • عالی 
به اشتراک گذاشتن مطلب بالا در شبکه های اجتماعی:

همچنین ببینید

پدیده عمه ستیزی و اعتبار اعتراضی ناسزای فامیلی!

پدیده عمه ستیزی و اعتبار اعتراضی ناسزای فامیلی! نویسنده: دکتر وارطان عمه سوزیان استاد مردم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.