تازه ها
خانه » اسلایدر » لذت از منظر دین (1)

لذت از منظر دین (1)

پیشنهاد می شود قبل از مطالعه نکات سخنرانی، حتماً به صوت آن گوش دهید. این نکات بیشتر برای مروری بر سخنرانی نگاشته شده و مطالعه آن ها پس از گوش دادن به سخنرانی می تواند اثربخش تر باشد.

نکات سخنرانی لذت از منظر دین – جلسه 1:

یکی از بحث های اساسی در عرفان اسلامی، تفاوت لذت گرایی در فلسفه غرب و عرفان اسلامی است. در فلسفه غرب بدنبال رساندن لذت به اوج در زندگی دنیوی هستند، تا وقتی ارتباط برقرار می کنند که موجب فرح و لذت شود. مصداق آن نگهداری فرزندان تا سن 16 سالگی است.

سوال مهمی که مطرح است، آیا لذت هایی که انسان در طول زندگی می برد فقط منحصر به لذت های حسی است؟

انواع لذات:

  • لذت های حسی: لذت هایی است که با حواس خمسه [1] ادراک می شود.
  • لذت های وهمی: لذتی هایی است که با حس مشترک، فرد آن را ادراک می کند. مانند: کرم، جود، شجاعت. ابن سینا به این لذت ها، لذت های باطنی می گوید، لذت هایی که مربوط به قوه وهم و خیال است.
  • لذت های عقلی: فهم بالاتر داشتن نسبت به گذشته
  • لذت های شهودی

دلایل عدم درک لذت:

  • وجود یک مانع: مثال زنان مصری در هنگام دیدن حضرت یوسف دست خود را بریدند، چرا که یک مانعی بین آن ها و بین درد فاصله شده بود.
  • روزمرگی در سلوک
  • عدم مراقبه [2] سوزاندن مسیری که در سلوک طی کردیم.
  • ضایع کردن استعداد و توانمندی های خویش.
  • گرفتار شدن به ظاهر امر.
  • تکراری شدن امر لذیذ.

لذت واقعی موجب حرکت است.

لباس تنگ تعلق هزار پاره کن ای دل. کودک تازه به دنیا آمده حال انقطاع داره. بی جهت خندیدن و یا گریه کردن که در فراق ملائکه است. این حال باید برای سالک هم باشه.

عشق، لذت به دنبال خود می آورد.

لذت پویا است. تحرک و پویایی به دنبال خود می آورد (موجیم که آسودگی عدم ماست / ما زنده به آنیم که آرام نگیریم). [3]

در سلوک باید از انجام افعال لذت ببریم، بهجت و لذت نباید از دست برود. اگر احساس کردیم که لذت دارد از بین می رود تا قبل از اینکه اشباع شویم بهتر است فعالیت قطع شود.

به نفس نباید تحمیل کرد.

لذت به نقل از بوعلی سینا [4]: لذت یک ادارک است و باید به یک حقیقتی رسید که نزد مُدرک یک امر لذیذ است.

لذت به خاطر طبع [5]، غریزه [6] و فطرت [7] برای هر کسی متفاوت است. امر لذیذ وقتی هست که قوای شهودی ، فهمی و … در سلامت باشند.

دعایی از امام سجاد: ای خدایی که لذیذ الاسم هستی [8].

خداوند سراسر جمال هست. اگر جایی از خدا جلال می بینیم، شدت جمال به شکل جلال خودش را بروز داده است (نکته تربیتی: بچه را به دلیل دوست داشتن توبیخ و تنبیه می کنیم، بچه را برای لغزش نباید زد، بلکه برای چموشی باید تنبیه کرد).

بهشت، معدن تمتع حواس هست.

قلب، لذتش در شهود ذات خدا و فانی شدن در ذات خدا هست. که این لذت قابل وصف نیست. لذت قلبی در لقاء خداوند هست.

طبیعت اولیه هر انسانی از انس با خدا لذت می برد. اگر لذت نبردیم دچار طبیعت ثانویه شده ایم.

چون انسان فطرتاً لذت گرا هست، برخی آیات قرآن در مورد لذت های بهشت و امور مادی صحبت شده است.

رضوان خدا از جنت برتر است.

بوعلی سینا: ممکن است که به ظاهر تعبد و نماز و عبادت و بندگی گرفتار شده باشیم و نتوانیم لذت ببریم.

لذت های بهشتی تکرار نمی شود و هر روز یک امر جدید تجربه می شود.

خداوند انکسار [9] در مناجات برای بنده ایجاد می کند که لذت بندگی از بین نرود.

لذت یک امر فطری هست.

در سلوک لذت های برتر هست

پی نوشت ها:

[1] حواس پنج گانه: بینایی، چشایی، بساوایی، شنوایی، بویایی

[2] سلوک بر سه مرحله استوار است: مشارطه، مراقبه، محاسبه

[3] در سخنرانی ایراد می شود که این شعر از صدرالمتالهین است اما طبق جستجویی که انجام دادیم مشخص گردید این بیت بخشی از ساقی نامه کلیم کاشانی است که متن کامل شعر در ذیل آورده شده است:

مستیم و عنان دل خودکام نگیریم

تا جام بود، عبرت از ایام نگیریم

بی می به گلستان جهان عزت ما چیست

چون لاله گیاهیم اگر جام نگیریم

هر لحظه ز ساقی طلب باده ضرور است

بی قدر بود هرچه به ابرام نگیریم

زینسان که جهان را خبری از غم ما نیست

ما هم خبری از غم ایام نگیریم

خاکی که ملایم شود از سایه تاکی

بر سر، کمش از روغن بادام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

ما را که به تزویر و حیل نیست سر و کار

آن صید حلال است که در دام نگیریم

زینسان که ز می، آینۀ طبع جلا یافت

زنگ از تری طالع خودکام نگیریم

قرض رمضان نیست که واپس نتوان داد

از پیر مغان باده چرا وام نگیریم

دیدیم که بر روی نگین نام چه آورد

تا ننگ بود ما طرف نام نگیریم

ما هیچ نداریم جز از ساقی و مطرب

منت نکشیم از کس و انعام نگیریم

دلبسته سازیم و اسیر می نابیم

گه موج شرابیم و گهی تار ربابیم

[4] الاشارات و التنبیهات، نمط هشتم

[5] با تمام موجودات عالم شریک هستیم، اختلاف عناصر باعث ایجاد طبایع مختلف می شود.

[6] با حیوانات شریک هستیم.

[7] مختص انسان هست.

[8] مصباح کفعمی، ص 356

[9] شکستگی، فروتنی و تواضع و خضوع

این نوشته را چگونه ارزیابی می کنید؟
  • به درد نخور 
  • خسته کننده 
  • مفید 
  • جالب 
  • عالی