آخرین پست ها
خانه » اسلایدر » سپیده دمان فلسفی، تاریخ بورژوایی شبکه های اجتماعی

سپیده دمان فلسفی، تاریخ بورژوایی شبکه های اجتماعی

نگرش نئومارکسیستی به مناسبات تولیدی در اینترنت

نویسندگان: پروفسور امیر حسین مقصودلو (تحلیل گر مسائل موسیقی و ورزش در رسانه های مجازی ایران)، دکتر میلاد ملاعبدالوهاب (فعال در حوزه علوم اجتماعی و علاف در همه شبکه های اجتماعی)

واژگان کلیدی:

ابزار تولید، استبداد شرقی، اورکات، ایرانسل، اینستاگرام، بورژوازی، تولید محقر آسیایی، توییتر، داف پلنگی، شبکه اجتماعی، شیوه تولید، فئودالیسم، فیسبوک، مای اسپیس، یاهو مسنجر.

آنچه در این مجال بدان خواهیم پرداخت، بررسی تطبیقی تاریخچه شبکه های اجتماعی در ایران و جهان است که امروزه به محلی برای چهره آرایی (Making up) دختران و موسیدن (Making out) پسران بدل شده است. البته این مسئله از «سپیده دمان فلسفه تاریخ بورژوایی» (Les debuts de la philosophie bourgeoise de lhistoire هورکهایمر: ۱۹۷۴) در اینترنت وجود داشته که می توان آن را «سپیده دمان فلسفی تاریخ بورژوایی شبکه های اجتماعی» نامید. هرچند مفهوم سپیده دم در دوران کنونی عملا به گند کشیده شده است، چنانچه بنیامین (Walter Benjamin) می گوید: «سپیده دمان، این هنگامه باستانی که در روزگار ما به تصرف جلادان درآمده است.» و نیز رومن گاری(Romain Gary) در تربیت اروپایی (europeenne Education): «آنچه تربیت واقعی اروپایی به ما می آموزد، چیزی نیست مگر اتاق های گاز و کوره های آدم سوزی، تجاوز به حقوق دیگران، بردگی و جوخه های اعدام در سپیده دمان.» (Gary: 1945)

سپیده دم دوران جدید سرمایه داری در فضای مجازی که با نام عصر فئودالیسم (Feudalism) شبکه های اجتماعی شناخته می شود، با ظهور اورکات (Orkut) بود؛ در شرایطی که هنوز بورژوازی نوظهور فضای مجازی با اتکا به اینترنت کافی نت (CoffeeNet) سر کوچه و مرکز کامپیوتر دانشکده برکشیده نشده بود. اما در جوامع عقب مانده ای همچون ایران که به تعبیر ویتفوگل (Karl Wittfogel) «استبداد شرقی» (Oriental Despotism) حاکم بود، مفهوم مارکسی (Karl Max) «تولید محقر آسیایی» (Asiatic mode of production) یا همان اینترنت دیال آپ (Dial UP) خانگی ادامه داشت و در نتیجه هنوز هم سلطه یاهو مسنجر (Yahoo! Messenger) جریان می یافت. هرچند برخی معتقدند یاهو را باید گسست های مواجهه خلق با انقیاد سیستم استبداد دانست (Yashar Yaspers on Plus:2015)، اما به هر حال یاهو مسنجر در میان طبقات دهقان جوامع آسیایی و کارگر (Proletariat) جوامع صنعتی گسترش یافت، و توسط ابزار تولیدی دیگر یاهو به نام سیصد و شصت (Yahoo!360) تداوم پیدا کرد، اما در همان دوران در اروپای فئودالی، نخستین اشکال شبکه های اجتماعی در حال ظهور بودند.

اینترنت پر سرعت (ADSL)

اما انقلاب بورژوایی که تنها در بستر اقتصادی- اجتماعی اینترنت پرسرعت (ADSL) امکان تحقق آن وجود داشت، به ظهور فیسبوک  (Facebook) و مای اسپیس (Myspace)انجامید، که محصولات آن به سرعت در جوامع عقب مانده شرقی نیز بسط یافت، هر چند شیوه تولیدی (Mode of production) آن محقق نشده بود و در نتیجه فیلترینگ (Internet censorship) استبداد شرقی بیداد می کرد (Mollaabdolvahab: 2015) و می کند.(Ibid) خاصه اینکه هنوز ایرانسل (Irancell) به عنوان ابزار تولیدی (Instruments of production) وجود نداشت که روابط تولیدی (Relations of production) جدیدی را سامان دهد، بورژوازی و خرده بورژوازی، دارای خط و گوشی موبایل هم نداشت. البته رابطه ایرانسل و ظهور بورژوازی دیالتیکی بوده؛ بدین معنا که هم ایرانسل به رشد این طبقه کمک کرده هم شکل گیری این طبقه به رشد ایرانسل در برابر سیم کارت های بورژواپسند همراه اول (MCI)، به ویژه خط های ۹۱۲ تهران که ما به التفاوت آن از قیمت ثبت نامی هفتصد و پنجاه هزار تومان تا قیمت بازار آزاد که یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان معامله می شدند، نشان دهنده حجم سودا گری بود.

چت روم (Chatroom) های یاهو مسنجر پر بود از اکانت های تقلبی (Fake) به ویژه پسران زن نما (Effeminate boys). همچنین دخترانی که برای گفتگو (Dialogue) شارژ ایرانسل می خواستند، یا برای آنکه وب (Webcam) دهند، و با کمی شارژ بیشتر می شد وارد مراحل بعدی شد که جایش اینجا نیست. در همین دوران بود که شبکه های اجتماعی ایرانی ظهور کردند؛ همچون کلوب (Cloob) که کمابیش مانند یاهو بود و لذا دو بار فیلتر و رفع فیلتر شد. البته کلوب در ابتدا این خصوصیت خوب را داشت که همچون فیسبوک عضویت در آن منوط به ارسال دعوت نامه از یک عضو این شبکه بود، هرچند عبور از این محدودیت هم چندان مشکل نبود. اما کمی بعد همچنان که فیسبوک این شرط را برداشت، کلوب هم گل و گشادتر شد.

بعدها با ظهور گوگل پلاس (GPlus) که به هر کاربر دارای جیمیل (Gmail) یک پروفایل شبکه اجتماعی پلاس هم ارائه می داد، عملاً فضای مجازی شیر تو شیر (Khar tu Khar) شد؛ به نحوی که با فراگیر شدن اینترنت خانگی و اینترنت موبایل، امروزه هر خری این اجازه را به خود می دهد که در شبکه های اجتماعی دست به انواع کارهای خرکی بزند.

به عنوان مثال؛ بیشتر زرناله های هم میهنان آریایی در سال های اخیر از شکل یادگاری نوشتن به در دستشویی (Toilet)، به کپی کردن جک های دوزاری در وایبر (Viber)، واتس آپ (WhatsApp)، تلگرام (Telegram)، و توئیتر (Twitter) تبدیل شده و از سوی دیگر مردم بیشتر در فیسبوک و اینستا گرام (Instagram) لخت می شوند تا حمام (Bathroom) خانه.

این گروه که عمدتاً داف های پلنگی (Palang) نامیده می شوند و در حوزه خودنمایی (Showing off) فعالیت می کنند، در فیسبوک و اینستاگرام بیشترین میزان محبوبیت را دارند. (Mollaabdolvahab: 2015) داف پلنگی عبارت است از دختری که ابداً خوشگل نیست، اما اساساً با خودنمایی تلاش دارد خودش را گول بزند. (Ahmad Sharifi: 2014) یک داف پلنگی از طریق ارسال عکس های فیسبوکی (عمدتاً عکس های مدلینگ در آتلیه پسر همسایه یا عکس خانگی به توسط خواهر و دخترخاله که حاوی لب شتری، دماغ صاف کاری شده و موارد قلمبه شده با تاپ و ساپورت می باشد، در حالی که با دست به دیوارچسبیده است، پشت خود را انحنا داده، تلاش دارد هیکل داشتن را جایگزین قیافه نداشتن کند) یا با عکس اینستا گرامی (همان عکس ها به صورت کاهش پوشش و افزایش اعتماد به نفس مبنی بر عکاس حرفه ای بودن یا سوژه عکاس حرفه ای شدن) پلنگ بودن خود را به منصه ظهورمی رساند. (Ibid) بنابراین مثنوی «آهوی وحشی» حافط را می توان درباره ایرانیان فضای مجازی به این صورت تغییر داد که: «در و دافت کمین از پیش و از پس» (Framarz Aslani: 2014)

تفاوت کنش های نمایشی این جماعت در فیسبوک با اینستاگرام اینست که مورد داشتیم طرف در فیسبوک ادعای سیاسی داشت؛ به عنوان مثال عکس دکتر مصدق را وسط عکس های لب شتری و لختی خودش منتشر کرده و پرسیده: «چند تا لایک داره؟» و بلافاصله بعد عکس محمدرضا پهلوی را هم منتشر کرده و گفته: «خدایی خیلی لایک داره». به نظر می رسد این جماعت نه تنها عقل (Wisdom) و شعور (Sense) ندارند که فاقد عمه (Aunt) بوده و به روح (Spirit) نیز اعتقاد ندارند. (Mollaabaolvahab:2015)

نوشته های منتسب به افراد مشهور!

دانشمندان (Professor Samiee: 2015) با بررسی حجم نوشته های منتسب به کورش کبیر (Cyrus the Great) در شبکه های اجتماعی، ثابت کرده اند قلمرو هخامنشیان علاوه بر خاورمیانه، قفقاز، آسیای میانه و شبه قاره هند، شامل بخش های عمده آفریقا، اروپا، آمریکای جنوبی و شمالی نیز بوده است. چرا که برای نوشتن این همه جملات قصار علاوه بر تمام رشته کوه های البرز و زاگرس، هندوکش (Hindu Kush) و تبت و پامیر (Pamir and Tibet) در آسیا، که در قلمرو هخامنشیان بودند رشته کوه های آلپ (Alpes) در اروپا، آند (Andes) در آمریکا جنوبی و راکی (Rocky) در آمریکای شمالی نیز توسط سنگ تراشان با ابزارهای ابتدایی صیقل می خورد و روی آنها کنده کاری می شد تا جملات کورش کبیر روی زمین نماند. (Mollaabdolvahab: 2015) همچنین برای نوشتن روی الواح گلی لازم بود افزون بر دشت کویر و دشت لوت، تمام خاک صحرای آفریقا (Sahara) و صحرای نوادا (Nevada) به توبره کشیده شود و ملت همیشه در صحنه جنگ هخامنشیان با هر ابزار فلزی از سیخ منقل گرفته تا شمشیر و نیزه، این الواح گلی پخته شده را با خط میخی خراش دهند تا بیانات پدر ملت ما به منصه ظهور رسیده، در تاریخ جاودان شود. (Ibid)

همچنین در پاسخ به شبهه خلط برخی بیانات کورش کبیر با شخصیت های شامخ و شاخص تاریخ این مرز و بوم همچون دکتر شریعتی، حسین پناهی و پروفسور سمیعی، برخی معتقدند که کورش خود شبانه به خواب فرزندان پاک آریایی خود آمده و حرف هایش را در گوش آنها گفته است. (Ahmad Sharifi: 2014) اما برخی نیز معتقدند این عزیزان خود سخنان کورش را باز تکرار کرده اند تا بگویند: کورش، آسوده بخواب، ما بیداریم. (Shah: 1350)

اما از سوی دیگر برخی معتقدند سخنان مذکور نمی تواند مستند داشته باشد، زیرا همان طور از قدیم گفته اند سه قول فاقد اعتبار است؛ حرف توی […]، حرف پای […] و حرف بالای […] (Zibakalam: 1393). ضمناً باید افزود که مطالب توییتر، تلگرام و فیسبوک هم دوزار اعتبار ندارد. (Mollaabdolvahab: 2015)

دستاوردهای گروهی مردم ایران در شبکه های اجتماعی!

در طول این مدت، هموطنان آریایی ما همچنین دستاوردهای گروهی مهمی در شبکه های اجتماعی داشته اند. آن‌ها نه تنها توییتر را با جوک های جنسی و قومی به گند کشیدند، که در فیسبوک هم با تشکیل کمپین های خودجوش، در امواج وسیع و هماهنگ به صفحات داوران فوتبالی که به ضرر فوتبال ایران قضاوت کرده اند هجوم آورده و به نحوی کرم خود را خالی می کنند که مغولان بیابانگرد با مردم بخارا و بلخ نکردند و تیمور تاتار با تبریز و سبزوار. این اتفاق بعد از هم گروه شدن ایران با آرژانتین در صفحه لیونل مسی (Lionel Messi) هم افتاد، به نحوی که وی نوشت: «برای این مردم متـأسفم» (Messi: 2013) و آن‌ها هم جواب دادند: « آفتابه مسی هم نیستی». البته وی با گلی که در آخرین دقایق بازی با ایران زد، پوز چریک های مجازی را که عمدتاً زیر لحاف به مبارزه مشغولند، به خاک مالید و تیم ملی ایران هم دست از پا درازتر به مام میهن بازگشت تا فوتبالیست های ما بقیه جام جهانی را در پلی استیشن (Play Station 4) و فیفا۱۴ (FIFA 14) دنبال کنند یا هم‌چون آحاد ملت و عموم امت به علّافی در اینستاگرام مشغول شوند. (Ibid)

منبع: ملاعبدالوهاب، میلاد(۱۳۹۵)، نظریه پشت مدرنیسم: مجموعه مقالات طنز در و بر علوم اجتماعی، تهران: کتاب قاف. صص  ۳۵-۴۵.

این نوشته را چگونه ارزیابی می کنید؟
  • به درد نخور 
  • خسته کننده 
  • مفید 
  • جالب 
  • عالی 
به اشتراک گذاشتن مطلب بالا در شبکه های اجتماعی:

همچنین ببینید

پدیده عمه ستیزی و اعتبار اعتراضی ناسزای فامیلی!

پدیده عمه ستیزی و اعتبار اعتراضی ناسزای فامیلی! نویسنده: دکتر وارطان عمه سوزیان استاد مردم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.