تازه ها
خانه » ارزش آفرینی » خلاصه جلسه چهارم درس کارآفرینی – دانشکده شریعتی

خلاصه جلسه چهارم درس کارآفرینی – دانشکده شریعتی

مشخصات خلاصه جلسه
نام درس: کارآفرینی
شماره جلسه: 4
تاریخ جلسه: 96/07/24
درجه کیفی: A
تهیه کننده: مریم حاجی محمدی
توجه

این نوشته صرفاً خلاصه ای از آنچه که در کلاس اتفاق افتاده می باشد و برای دانشجویانی آماده گردیده که به هر دلیل نتوانستند در آن جلسه حضور به عمل رسانند. لذا به هیچ عنوان نباید به عنوان جزوه آن جلسه تلقی گردد.

در ضمن این مطالب توسط دانشجویان و با توجه به ادراکشان از مباحث مطرح شده تهیه می گردد، لذا ممکن است ایراداتی در آن نیز یافت شود، حال چه از طرف دانشجو و چه از طرف مدرس. بنابراین پیشنهاد می شود با رویکرد انتقادی به آن نگریسته شود.

توجه شود که مطالبی که استاد ارائه کرده با توجه به نظر وی، علم او و تجربه اش (و احیاناً شهودش) در آن زمان مشخص بوده است و لزوماً برای آینده صدق نمی کند.

جلسه ی چهارم کار آفرینی با نظم و ترتیب بیشتری نسبت به جلسات قبل برگزار شد و تقریباً همه ی بچه ها سر وقت در کلاس حاضر شدند به جز دو نفر که در تایم اول کلاس راه داده نشدند. همه روی صندلی هایی که دور تا دور کلاس چیده شده بود نشستند.

ابتدا تیم ها شروع به ارائه ی موضوعات خود در مورد روش “پنج چرا” کردند و در این بین به دلایل و راه حل هایی در مورد مشکلات آپارتمان نشینی، حضور اول ترم دانشجویان در دانشگاه، مدیریت زمان و … گفته شد و استاد ایراداتی که در این بین وجود داشت را برطرف کردند .. .مثلاً یکی از مشکلات وجود دو مشکل در سوال تیم ها بود که باعث شاخه ای شدن چراها می شد و باید هر یک جداگانه بررسی می شدند.

در ادامه تیم ها در مورد پیشنهادات خود در خصوص “یادگیری سریع مسیرها برای متقاضیان رانندگی تاکسی” صحبت کردند مثلاً:

  • کوچکتر کردن محدوده ی تاکسیرانی به این صورت که رانندگان جابجایی مسافران را در محدوده ی خاصی انجام دهند و دیگر نیازی به بلد بودن همه ی مسیرهای شهر نبود اما این پیشنهاد مشکلی داشت؛ آن هم اینکه اگر مسافری می خواست مسافت طولانی تری را طی کند، باید به جای یک تاکسی، دو یا چند تاکسی سوار می شد.
  • پیشنهاد بعدی حضور کسی در ایستگاه های تاکسی که راه ها را به خوبی می شناسد و رانندگان می توانند قبل جابجا کردن مسافران، از آنان راهنمایی بخواهند.
  • پیشنهاد دیگر نصب نرم افزاری در ماشین ها بود که راننده را به سمت مسیر درست راهنمایی کند.
  • و از پیشنهادات دیگر برگزاری دوره های آموزشی برای رانندگان به این صورت که به وسیله ی اتوبوس های شرکت واحد مسیرها را یاد بگیرند و در آخر با برگزاری آزمون سطح اطلاعات آنها از مسیرها سنجیده می شد که البته برای این آزمون باید سن و میزان سواد رانندگان در نظر گرفته شود و سطح آزمون طوری باشد که همگان توان پاسخ دهی به آن را داشته باشند.

بعد از گفته شدن پیشنهادات، موضوعات بالای 20 ارائه شدند:

  • یکی از موضوعات دستفروشی در مترو، عوامل و مشکلاتش بود که از عوامل مهم آن “عدم تناسب حقوق پرداختی به افراد با تخصص و کار آن ها” بود؛ از دیگر عوامل: نیاز اقتصادی، کمبود کار و… ارائه دهنده ی این موضوع از تجربیات خود در خصوص این کار گفت که به جذابیت ارائه افزود.

استاد از افراد کلاس خواستند که نظرشون رو در این مورد بگویند که اکثراً از استقلال مالی و شجاعت بیان این موضوع استقبال کردند و افرادی هم از وجود دستفروشان در مترو راضی نبودند زیرا معتقد بودند که نظم و آرامش دیگران از بین می رود.

  • از جمله موضوعات دیگر “کار دهه هفتادی ها” بود که به علت ویژگی های رفتاری این نسل از جمله عجول بودن برای پیشرفت، جاه طلبی، شهرنشینی و … نیاز به مدیریت قاطع تری در مقابل کارمندان این نسل است.
  • از موضوعات دیگر مشاغل کاذب در ایران بود که علت اصلی آن کمبود کار و از جمله ی این شغل ها “پلاک محو کن ها” هستند که به دنبال پلاک ماشین می دوند تا پلاک ماشین ها در دوربین های شهر دیده نشوند و در محدوده ی طرح زوج و فرد جریمه نشوند.

از مشاغل کاذب دیگر می توان به “همراه بیمار” که دستمزد آنها در بیمارستان های دولتی بیست هزار تومان و در بیمارستان های خصوصی چهل هزار تومان است.

مشاغلی مانند رنگ کردن مرکبات، ساقدوش ها، مجلس گرم کن ها، داد زن ها که در بازار و جلوی مغازه ها قیمت اجناس را برای فروش بیشتر اعلام می کنند و نوبت گیر ها در بانک ها نیز از مشاغل کاذب هستند.

صحبت هایی در خصوص سیاستی جدی در مقابل کارهای خلاف عرف شد؛ مانند بعضی قوانین اجرایی سختگیرانه در بعضی کشورها.

مثال قوانین سختگیرانه کشور عربستان است که دست دزدان را قطع می کنند و همین تنبیه باعث میزان کم دزدی در این کشور شده است و هیچ فرد عربی دزدی نمی کند و اگر در این کشور دزدی صورت گیرد، اکثراً عرب نیستند و احتمالا از این قانون با خبر نیستند.

در آمریکا ایالت هایی که حکم قصاص برای افراد قاتل دارند، نسبت به ایالت هایی که حکم قصاص ندارند، حدود 25 درصد میزان قتل کمتر در سال 2016 است.

  • از موضوعات دیگر “چگونگی معروف و مشهور شدن افراد” بود که از مهمترین دلایل آن حاشیه سازی ها در رسانه های خبری و فضای مجازی بود؛ گاهی اوقات به خاطر خبری دروغین یا غیر مهم افراد در جامعه دیده می شوند و همین اتفاق باعث معروفیت بیش از حد آنها می شود. البته که استثنائات هم وجود دارند و افرادی هم به علت استعداد خوبشان مشهور می شوند. افرادی هم به علت ارائه ی خود و ایده ی خود در زمان مناسب به محبوبیت دست می یابند.

بحث هایی در خصوص تاثیر نگرفتن از رفتارهای شخصی افراد حرفه ای و زیر سوال نبردن حرفه ی موفق افراد به خاطر شخصیت آنها شد و در این بین به سخن امام علی (علیه السلام) اشاره شد که می فرمایند:

“هنگامی که شخصی سخن می گوید نبین که او کیست بلکه ببین چه می گوید.”

و همین طور حدیثی از امام باقر (علیه السلام) داریم که می فرمایند:

گرفتن سخن خوب از هر فرد

گرفتن سخن خوب از هر فرد

پس باید به افراد و حرف هایشان با ذهنیت باز نگاه کرد. متاسفانه افرادی از همان کودکی اینطور تربیت می شوند که به افراد و رفتارهایشان با پس زمینه ی قبلی نگاه می کنند که بیشتر اوقات باعث قضاوت های نابجا می شود.

بعد از این بحث ها یک ساعت تایم ناهار بود.

بعد از تایم ناهار اعضای تعدادی از تیم ها به دست استاد تغییر کرد و روزنامه ها برای شروع “ساخت برج روزنامه” بین تیم ها پخش شد.

تیم ها به همراه استاد به فضای باز رفته و در زمان 15 دقیقه باید سازه ای تنها با استفاده از روزنامه ها درست می کردند که بلندترین و مقاوم ترین سازه مشخص کننده ی تیم برنده بود و اعضای تیم برنده نمره ی بالای بیست گرفتند و از تک تک لحظات این کار گروهی عکس و فیلم ثبت شد.

بعد از برگشت به کلاس، تیم ها در مورد تجربه ها و نتیجه های خود در مورد این بازی گروهی صحبت کردند و به موضوعاتی مثل صبوری در مقابل هم، استفاده ی بهینه از وقت، همکاری دلسوزانه در جهت رسیدن به هدف مشترک و … اشاره کردند.

نکته ی جالب این بازی این بود که افراد به خوبی متوجه ریشه سازی محکم برای شروع هر کار گروهی شدند و فهمیدند تلاش بدون فکر بی فایده است و برای انجام یک پروژه ی موفق باید به همه ابعاد پروژه و روحیات افراد تیم توجه کرد.

در آخر استاد درس “هدف گذاری” را شروع کردند.

هدف باید ویژگی هایی را دارا باشد تا اسم هدف را به خود بگیرد (البته بر اساس هدف گذاری SMART)

1.مشخص و روشن بودن
2.قابل اندازه گیری بودن
3.به موقع و دارای زمان مشخص بودن
4.واقع بینانه بودن
5.قابل دستیابی بودن

از بین این ویژگی ها تفاوت واقع بینانه بودن و قابل دستیابی بودن در این است که یک هدف می تواند واقع بینانه باشد اما شاید در حوزه ی توانایی فردی که آن هدف را برگزیده، نباشد؛ در این صورت آن هدف با وجود واقع بینانه بودن، برای آن فرد قابل دستیابی نیست.

اگر هدف آن پنج ویژگی را نداشته باشد، هدف نیست و گاهی اوقات به معنای “آرزو” نزدیک می شود.

صبحت هایی در مورد دسته بندی افراد نتیجه گرا و افراد وظیفه گرا گفته شد.

افراد نتیجه گرا اگر نتیجه ی خوبی از زحمات خود نگیرند، ناامید می شوند و اینطور فکر می کنند که همه ی زحماتشان، بیهوده بوده.

اما برعکس افراد وظیفه گرا به مسیری که برای رسیدن به نتیجه طی می کنند، بیشتر از نتیجه اهمیت می دهند و اگر نتیجه ی خوبی نگیرند ناامید نمی شوند چرا که روندشان برای رسیدن به هدف و چیزهایی که در این مسیر یاد می گیریند برایشان مهمتر است.

در نیم ساعت آخر کلاس، استاد وبیناری که مصاحبه ای با یک تولید کننده ی قطعات خودرو بود برای کلاس گذاشتند که این فرد از دستفروشی در سن خیلی کم به جایگاه خیلی بالایی در کار رسیده بود و در هر مرحله از زندگی خود با در نظر گرفتن هدف و فکر درست و با اعتماد به نفس به سمت جلو حرکت کرده بود.

پس از آن تیم ها نکته هایی که از روند اون فرد دریافت کرده بودند رو گفتند.

گزارشات جلسات دیگر همین درس

به زودی ان شاءالله

دانلود منبع اصلی این درس در این ترم

کتاب کارگاه کارآفرینی و تولید (فقط برای ایده گرفت کلی از درس)

مشاهده نمرات دانشجویان ترم های گذشته در این درس

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.