تازه ها
خانه » مختصر و مفید » تأثیر متقابل ذهن انسان و رفتار او – قسمت اول

تأثیر متقابل ذهن انسان و رفتار او – قسمت اول

🗯 تصور کنيد يک روز صبح زود که از خواب بيدار مي شويد، پر از شور و شوق هستيد. احساس خوبي داريد. شاد و سرشار از انرژي هستيد تا روزتان را آغاز کنيد.

💬 بعد موقع صبحانه با همسرتان دعوا مي کنيد و سيلي از عواطف ناخوشايند شما را در بر مي گيرد. عصباني مي شويد و در احساس خشم مقدار زيادي از اقتدار شخصي خود را تلف مي کنيد. پس از دعوا احساس مي کنيد که خالي شده ايد و فقط دلتان مي خواهد برويد گريه کنيد. در واقع به قدري خسته هستيد که به اتاق تان مي رويد، از حال مي رويد، و سعي مي کنيد بهبود پيدا کنيد. تمام روز را غرق در عواطف ناخوشايند سر مي نماييد. انرژي کافي براي بيرون رفتن نداريد و تنها چيزي که مي خواهيد، فاصله گرفتن از همه کس و همه چيز است.

🕗 ما هر روز با مقداري انرژي رواني، عاطفي و جسمي از خواب بر مي خيزيم و اين انرژي را طي روز مصرف مي کنيم. اگر به عواطفمان اجازه دهيم که همه انرژي ما را مصرف کنند، ديگر انرژي اي براي تغيير زندگي يا نيرو دادن به ديگران نخواهيم داشت. چگونه ديدن جهان بستگي به عواطفي دارد که احساس مي کنيم.

🔺وقتي عصباني هستيم، همه چيز به نظرمان غلط و نامطلوب مي رسد، هيچ چيز سر جاي خودش نيست. همه چيز را سرزنش مي کنيم، حتي هوا را! چه باراني باشد و چه آفتابي، خوشايند ما نيست.🔻

▫️وقتي غمگين هستيم، همه چيز در اطرافمان غم انگيز مي شود و ما را به گريه مي اندازد. به درخت ها نگاه مي کنيم، احساس اندوه به ما دست مي دهد؛ باران را نگاه مي کنيم، و همه چيز اندوهگين به نظرمان مي رسد. شايد آسيب پذير شده ايم و نياز داريم که از خود محافظت کنيم، چون نمي دانيم در چه لحظه اي ممکن است مورد حمله قرار بگيريم. به هيچ چيز و هيچ کس اعتماد نداريم. همه ی اين ها به اين دليل است که با چشمان ترس به دنيا مي نگريم! ▫️

✨ ادامه دارد …

🖇 پی‌نوشت‌ها:

۱- منبع:

📌 روئیز، میگوئل (۱۳۹۳)، چهار میثاق: کتاب خرد سرخپوستان تولتک (نسخه الکترونیکی اصلی)، ترجمه دل آرا قهرمان، تهران: ذهن آویز. صص ۱۰۵-۱۰۶.

۲- خلاصه فوق مختصر (😉!) کتاب رو میتونید از اینجا مشاهده کنید.

۳- درباره نویسنده ✍🏼 (Don Miguel Ruiz):

🔹دون ميگوئل روئيز در خانواده اي از شفاگران به دنيا آمد، و در يکي از روستاهاي مکزيک تحت تربيت مادري شفاگر و پدر بزرگي شمن يا ناوال بزرگ شد. اعضاي خانواده اميدوار بودند که او سنت صدها ساله شفاگري و معلمي را ادامه دهد و دانش مکنونه تولتک ها را گسترش داده، به نسل هاي بعد منتقل کند. اما ميگوئل که جذب زندگي متجدد شده بود، ترجيح داد به دانشکده پزشکي برود. او تحصيلات پزشکي را به پايان رسانيد و در جراحي تخصص گرفت.
 
🔸در آغاز دهه ی هفتاد ميلادي، يک شب ديروقت پشت فرمان اتومبيلش به خواب رفت. اتومبيل واژگون شد و با ديواري برخورد کرد. او ناگهان بيدار شد و در حالي که سعي مي کرد دوستانش را از خطر نجات دهد، متوجه شد که از جسم فيزيکي خودش بيرون آمده است. اين تجربه نزديک به مرگ زندگي او را متحول کرد. بر اثر ضربه حاصله از اين تجربه، او آغاز به طرح پرسش هايي از خويشتن کرد و براي يافتن پاسخ ها به تمرينات شديدي در جهت کسب مهارت در خرد باستاني اعقاب خويش پرداخت. نخست مادرش استاد او بود و سپس يکي از شمن هاي قدرتمند صحراي مکزيک آموزش وي را به عهده گرفت. پدر بزرگش که در آن زمان از جهان رفته بود، از طريق روياهايش تعاليمي به وي داد.

۴- نقد و بررسی 📝 چهار میثاق در شمنیزم تولتک به قلم محمدتقی فعالی از اینجا قابل دسترسی است. [⚠️پیشنهاد می کنم اگر حوصله خوندن کتاب رو ندارید مطلب زیر را از ابتدا و اگر کتاب رو خوندید و دنبال نقدی متناسب با فرهنگ ما هستید، مطلب زیر از قسمت تحلیل و بررسی مطالعه کنید⚠️]

۵- خرید و دانلود نسخه‌های الکترونیکی 📲 و صوتی 🎵 کتاب.

۶- خرید نسخه فیزیکی کتاب از آدینه بوک و دیجی کالا.

۷- در نهایت اینکه نسخه الکترونیکی اصلی این کتاب رو رفیق خوبم آقای شاهین شاکری، هم‌بنیان‌گذار و عضو هیات مدیره مدیران ایران به من هدیه داد که دمش گرم باد!☺️

این نوشته را چگونه ارزیابی می کنید؟
  • به درد نخور 
  • خسته کننده 
  • مفید 
  • جالب 
  • عالی 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.